و باز دست اندوه مرا به سیاهچال تنهایی می برد
سنگینی دردی را بر دوش خود حس می کنم
این تاوان چیست ؟
تاوان کدام یک از گناهان من است ؟
تاوان عاشق شدن من است
یا تنهاییم
تاوان عبودیت من است
یا غریبی ام
هر چه هست بسیار سنگین است

جز علی کسی را تاب تحمل این درد نیست
جز علی عاشق تر
جز علی تنها تر
جز علی عابد تر
و جز علی غریب تر نشناسم
پس ... از چه می نالم ؟
خداوندا ... قلب مرا چون آبی بی کرانت وسعت ده
و چون سبز زیبایت طراوت ببخش ...
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت   توسط همخونه
|

