سام دوستای گلم ...
اولا ماه رمضان اومد ... تبریک میگم ... ایشالا طاقت دل کندن از هوسهای روزمره رو داشته باشیم ...![]()
بیاید تو این ماه رمضونی یه کار خیر انجام بدیم ...
دوستی از من خواسته تا با کمک شما دوستان پا در میونی کنیم ...و یکی رو به یکی دیگه وصل کنیم ...
این ایمیل پسری که ما باید به اون پیام بدیم که با سارا خانم آشتی کنه و باهاش تماس بگیره ...
من از شما دوستای گلم خواهش میکنم به این آقا مهدی پیام بدید ... ![]()
پست بعدی با یه دست نوشته ی دیگه میام ... ![]()
![]()
![]()
سلام دوستای گلم ...
دلم خیلی واستون تنگ شده بود ...
به هر حال خدمت هم تموم شد ...
اما روزای سخت تری شروع شده ...
اما ۲۴ تیر ... می خواستم یه تولد درست حسابی بگیرم ...
اما وقتی دیدم یه عده عزادارند ... دلم نیومد ...
آخه منم رو فرم نبودم ... شاید از دل نوشته ام متوجه بشید ... ![]()
راستی ... این عکسهایی که گذاشتم مربوط به آبشار مارگون ... استان فارسه ...
همین هفته ی پیش رفتیم ... جاتون خالی ... ![]()
این هم جدید ترین دل نوشته :
روز ها نیز در این گرمی ظهر مرداد
چون شب های کوته به پایان می آیند
لحظه ها را چه شود ؟ به کجا خواهیم رفت ...
در فراسوی مسیر انتظار ما چیست ؟
در توشه ی این راه چه خواهد بود ؟ ...
جرعه ای آب گوارا ... تکه ای نان ... ذره ای عشق ...
آب و نان را به لطف روزه ...
می توان در این ره توشه نبرد ...
بی عشق چگونه زندگی باید کرد ؟...
![]()
عشقی چو لیلی و مجنون عشقی چون آتشی در خون
عشقی به سان تیشه ی فرهاد برّنده ... چو زیبایی گل در مرداب
عشقی به سان آسمان ... پاکی عشقی بنام نیلوفر آبی ...
بی عشق چگونه زندگی باید کرد ؟ ...
((همخونه))


