سلام گلهای من ...
مگه میشه آدم خونه ای رو که با دست خودش ساخته ترک کنه ...
من برگشتم ... بر میگردم جایز نیست ... من برگشتم و با یک دست نوشته آمده ام ... ![]()

پرسیدم عشق یعنی چه ؟
گفت یعنی دوست داشتن
گفتم : نه !!! عشق چیزی فراتر از دوست داشتن است
گفت یعنی چه ؟
به فکر فرو رفتم ...
یاد این جمله ی سهراب افتادم که می گفت :
بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه ی عشق تَر است .
به راستی عشق چیست که نگاه ها را غرق اشک می کند ؟
علاقه یا فراتر ؟
دلدادگی یا فراتر ؟
دیوانگی یا فراتر ؟
عشق یعنی با تمام وجود خواستن ...
عشق یعنی تمام وجود را تسلیم کردن ...
عشق یعنی سر فرود آوردن در برابر او ...

(( همخونه ))
رفتنم آمده است
بادها می آیند
برگ ها می رقصند
باران می بارد
دل من بی تاب است
رفتنم آمده است
جاده منتظر است
بوی دریا چه خوش است
رفتنم آمده است
(( همخونه ))

هرکجا هستید ... خوشبخت و موفق باشید ![]()
دوستون دارم ![]()


