تبليغاتX
گمشده ی دوران



 

می دونید بیست و چهارم تیر ماه چه روزیه ؟؟؟

برای تشخیص صحیح قبله ... این روز بهترین روز در ساله ...

و همچنین چهره های بسیار مهم در این روز به دنیا آمده اند

که در کشور خودمون میتونیم از زکریای رازی و رودکی 

و همینطور رهبر معظم انقلاب نام ببریم  ...

بله درست حدس زدید ... من هم جزء اون شخصیت ها هستم ...

                کیک تولدم

تولدتولدتولدم مبارک ... مبارکمبارکتولدم مبارک

 بیست و یک سال یش ... در همچین روزی از سال ۱۳۶۵

 بعد از بیداری ملت عزیز ایران از خواب ... در ساعت ۳۰ / ۹ تا ۱۰ صبح ...

    فرزندی رشید از مادری مهربان به دنیا آمد ...

       بسه دیگه خود شیرینی نکن                  

 

           

 

           باز هم به جمع گرم شما برگشتم ... خیلی خوشحالم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت   توسط همخونه  | 



 

 

نمي دانم چرا رفتي


نمي دانم چرا، شايد خطا کردم


و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي


نميدانم کجا، تا کي،براي چه؟


ولي رفتي و بعد از رفتنت


باران چه معصومانه مي باريد


و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت


و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد


و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره


با مهرباني دانه بر مي داشت


تمام بالهايش غرق دراندوه غربت شد


و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود


و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو


تمام هستي ام از دست خواهد رفت


کسي حس کرد من بي تو


هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد


و بعد از رفتنت درياچه بغضي کرد


هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام برگرد!


ببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:

تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتي ما بين اشک و حسرت و ترديد

کنار انتظاري که بدون پاسخ و سردست

ومن در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل

ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر

نمي دانم چرا؟ شايد به رسم عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت

دعا کردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت   توسط   | 




بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است

بگذار تا سپیده بخندد به روی ما

بنشین، ببین که دختر خورشید "صبحگاه"

حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما


بنشین، مرو، هنوز به کامت ندیده ایم

بنشین، مرو، هنوز کلامی نگفته ایم

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است

بنشین، که با خیال تو شب ها نخفته ایم


بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه

خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش

یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست


بنشین، مرو، حکایت "وقت دگر" مگوی

شاید نماند فرصت دیدار دیگری

آخر، تو نیز با منت از عشق گفتگوست

غیر از ملال و رنج از این در چه می بری؟

 

بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین

امشب،

چراغ عشق در این خانه روشن است

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز

 

بنشین، مرو، مرو که نه هنگام رفتن است!...

اینک، تو رفته ای و من از راه های دور

می بینمت به بستر خود برده ای پناه!

می بینمت - نخفته - بر آن پرنیان سرد

می بینمت نهفته نگاه از نگاه ماه


درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ

خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز

یاد منت نشسته برابر - پریده رنگ -

با خویشتن - به خلوت دل - می کنی ستیز

 

 

                   

 

 

 

 

روز مادر بر تمام مادر های جهان مبارک باد

مادرم روزت مبارک

برای جهان باید یک نفر باشی، فقط یک نفر! اما برای یک نفر باید یک جهان باشی، برای مادر! 

همه چیزی که هستم و حتی آرزو دارم باشم، به تو مدیونم مادر 

قلب یک مادر عمیقه! خیلی عمیق! که در انتهاش همیشه عفو و گذشت میبینی

هیچ هدیه ای جای هدیه ای که مادر با شما داده رو نمیگیره: زندگی



زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،

آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،

کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد

وزیبائی است.مادر همه چیز ماست  مادر آن روح جاودانی است که

لبریز از عشق و زیبائی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت   توسط   | 



چرا دیگر هیچ پیامی را انتظار نمی‌کشی؟

چرا دیروز که به خانه برگشتی

در را به روی نامه‌رسان باز نکردی؟

برایت نامهء مرا آورده بود

در نامه نوشته بودم

می‌خواهمت که باشی

می‌خواهم تو باشی و

من باشم و

«ستارگان بی شماری از انعکاس ما»

می‌دانم روزی می‌اید که تمام نامه‌ها به مقصد می‌رسند و

انتظار صورتهای چسبیده به شیشه به پایان می‌رسد

من اما خسته نمی‌شوم

هر روز من دلخوشی خوبی ست ....

 

 

خدایا:به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ،

بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،

حسرت نخورم،و مردنی عطا کن که،

بربیهودگیش،سوگوار نباشم.بگذار تا آن را من،

خود انتخاب کنم،اما آن چنان که تو دوست داری.

خدایا زیستن را تو به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم دانست.

 اخلاص:یکتایی در زیستن،یکتایی در بودن،یکتایی درعشق.

عشق زاده تنهایی است و تنهایی زاییده عشق است.

 

 

                     

 

بی قرارم

می خواهم بروم

می خواهم بمانم

دارم در ترانه ای مبهم زاده می شوم

به نسیما بگو کتابهای کودکان را

کنار گلدان و سوالات هفت سالگی چیده ام

گونه هایم گر گرفته است

تشنه نیستم

می خواهم تنها بمانم

در اتاق را آهسته ببند

شب پیش خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

انگار که تعبیر تمام رفتن ها

باز گشت به زاد رود شقایق است

می خواهم به باران به بوی خاک

به اشکال کنار جاده بیندیشم

به سنگ چین دود اندود اجاق ترنج

بخار نفس های استکان

طعم غلیظ قند

رنگ عقیق چای

نگفتمت وقتی که خاموشم تو در مزن؟

 

می خواهم به رواج رویا و عدالت آدمی بیندیشم

می خواهم ساده باشم

می خواهم در کوچه های کهنسال آواز و بغض بلوغ

به گیسوی بید و بوی بابونه بیندیشم

به صلوات ظهر و سایه های خیس

چرا زبان خاموش مرا

کسی در لهجه های این همه جنوب در نمی یابد؟

نه    دیگر از آن پرنده خیس

از آن پرنده خسته... خبری نیست

روی دیوار آن سوی پنجره

کسی با شتاب چیزی می نویسد و می دود.

امروز هم کسی اگر صدایم کرد

بگو خانه نیست

بگو رفته است شمال

می خواهم به جنوب بیندیشم

می خواهم به آن پرنده خیس به آن پرنده خسته...

به خودم بیندیشم

گاهی اوقات مجبورم حقیقتی را پس گریه های بی وقفه ام پنهان کنم.

همین خوب است...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت   توسط   | 



 

    قسمت نشد ببینمت خدا نگهداری کنم   

 فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم

    گفتم اگه ببینمت دل کندن سخت برام   

 اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد برام

    گفتم صدات و نشنوم  ندیده از پیشت برم  

  پشت سرم زاری نکن   چی کار کنم مسافرم

   من میرم ولی باز تو بدون همیشه    

یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم    

اگه تو نباشی می میرم

 

 تنهایی من

 

نامه رو تا تهش بخون  گریه نکن طاقت بیار  

نامه رو خط خطی نکن  دو جمله رم دووم بیار

  باور نکن یه بی وفام نامه میذارم و میرم   

 نه قسمت زندگیم اینه  به کی بگم مسافرم

  سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسی 

قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

 من میرم ولی باز تو بدون همیشه  

یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم   

اگه تو نباشی می میرم

 

تنهایی

 

    همیشه زنده می مونم با یاد تو و ترانه هات   

 منو ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هات

دیگه تموم شد فرصتم ((خاطره هام پیشت باشه)) 

 تموم خاطرات خوش خدانگهدارت باشه  ...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت   توسط همخونه  |